فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٥ - سخن در آيه دوم
اين آيه خطاب به پيامبر(صلى الله عليه وآله) است، يعنى خطاب به حاكمى است كه حكومت او از جانب خدا تثبيت شده است. به چنين فردى كه داراى چنين منصبى است مى گويد با آنان مشورت كن و سرانجام، خود، تصميم بگير. اين مقدار از مضمون آيه، جاى سخن نيست، يعنى حاكم، پس از آن كه حكومتش رسميت يافت بايد مشورت كند اما اين كه اصل حكومت نيز با مشورت حل و فصل مى شود، آيه ناظر به آن نيست، مثلاً هرگاه فرمانده كل سپاه به يكى از فرماندهان جزء بگويد در كيفيت نبرد با دشمن، با زيردستان مشورت كن، آنگاه پس از دريافت مجموع آراء خود تصميم بگير، آيا از اين گفتار، استفاده مى شود كه فرمانده كل يا فرماندهان رده هاى پايين تر بايد با مشورت تعيين شوند؟ به طور مسلم، نه. خلاصه سخن با فردى است كه منصب مسلّمى دارد، چنين فردى بايد در امور مربوط حوزه كار خود، مشورت كند، امّا اينكه آيا خود اين فرد نيز از طريق شورى تعيين مى شود، هرگز آيه بر آن گواه نيست.
سخن در آيه دوم
در آيه دوم: خداوند مى فرمايد: يكى از صفات مؤمنان اين است كه در امور مربوط به خويش مشورت مى كنند:(وأمرهم شورى بينهم).[١]
مفاد آيه اين است كه مؤمنان در امور مربوط به خود بايد با يكديگر مشورت كنند، و اما اين كه گزينش خليفه از امور مربوط به آنهاست، هرگز از آيه استفاده نمى شود. و به اصطلاح حكم، موضوع را ثابت نمى كند.
خلاصه اين كه در آيه نخست، خطاب به حاكم اسلامى است كه حكومت
[١] شورى/٣٨.